وایبریزاسیون فرهنگی

اما عبارات مذکور مطالب جدیدی نیست و هر روز در محافل خصوصی و فضاهای اکادمیک و حتی در گپ های خودمانی قبل از دستور جلسات دولتی و حاکمیتی درباره انها مطالبی گفته می شود اما مشکل و مساله اینجاست در حوزه تصمیم گیری و تصمیم سازی دچار سه  آفت و بلیه نابخشودنی هستیم  که عبارتند از  تسلیم و انفعال  ، انکار و تقابل که هر کدام پیروان و حامیان ویژه خود را دارند. اهل تسلیم و انفعال انانی هستند که با پز و ژست روشنفکری هر گونه مقاومت در برابر تحولات جهان جدید بویژه فناوری اطلاعات را کاری عبث و بیهوده دانسته و خواستار هضم شدن در فرایندهای جهانی می شوند . آنانکه برای مثال مخالف هر گونه محدودیت درخدمات اینترنتی و دسترسی به شبکه های اجتماعی هستند . اینها رسما و علنا وادادگی و تسلیم خود را در برابرهجمه های فرهنگی غرب اعلام کرده و پرچم سرسپردگی را بالا برده اند .

برخی به جبر و قضا و برخی نیز به میل و رضا . فرقی نمی کند . در مقام تشبیه مانند بیماران مبتلا به سرطان هستند که خود را اماده مرگ کرده اند چه خوش و سرزنده و چه ناخوش و افسرده . اهل انکار کسانی هستند که سرشان را مانند کبک زیر برف کرده اند . چون از سر جهل تهدید و اسیب را نمی شناسند یا از سر ضعف چاره ای برای ان نمی یابند وجود یا اهمیت آن را انکار می کنند و منتقدان و هوشمندان را به بزرگ نمایی پدیده جدید الولاده متهم می کنند .

اینان استاد تمام پاک کردن صورت مساله هستند .کم نیستند مدیرانی در جمهوری اسلامی که به علت مشغله های روزمره وحجم کار وسیع و حوزه های کاری نامرتبط با این مقولات بیگانه اند و اگر دنیا را اب ببرد ایشان را خواب می برد . اما اهل تقابل در ایران که از نظر دسترسی به مصادر وامکانات دست برتر را دارند از مدافعان سرعت کم اینترنت, گرانی اینترنت ؛ فیلتریزاسیون و هر اقدام محدود کننده دیگری هستند . اگر امکان عملی برای ایشان فراهم بود دست به بازداشت و محاکمه کاربران نیز می زدند اما دریغ که نمی شود بالغ بر ۷۰ درصد از جوانان کشور را به اتهام استفاده از فیلتر شکن بازجویی و محاکمه کرد . با تاسف باید گفت غلبه سه رویکرد فوق در مواجهه با فناوری اطلاعات و شبکه های اجتماعی موجب شده که پدیده ای در کشور شکل بگیرد که آن را وایبریزاسیون فرهنگی می نامم . وایبریزاسیون فرهنگی یعنی اینکه اپلیکشین های موبایلی حامل و انتقال دهنده شبه زبان وشبه  فرهنگ و شبه سنت و شبه ارزشها می شوند . 

هرچند در میان انبوه پیام های مبادله شده در این فضا گاهی گزاره ها و عبارات ارزشمند و وزینی یافت می شود اما غلبه مطلق این پیامها شامل جوک و استهزا و تمسخر و شوخی با ارزشها و نمادها و سمبلها ست و یا به گفتگوهای مهمل و روزمره و دم دستی محصور می شود که همین استفاده پیش پا افتاده منشا بسیاری از دلخوریها و کدورتها و حتی کینه توزیها شده و می شود. زبان فارسی امروز درفضای مجازی در معرض جدی ترین تهدیدهای ساختاری و واژگانی است . وایبریزاسیون فرهنگی یعنی اینکه وقت و زمان محدودی که اهالی فرهنگ و فرهیختگان جامعه برای مطالعه و تمرکز دارند را به  ملاحظه  مثلها  و متل ها و کنایه های سیاسی و فرهنگی کاربران شبکه های اجتماعی اختصاص دهند. اما با این آسیب شناسی ها که به سیاه نمایی تنه می زند راه به جایی نخواهیم برد و باید به سوال مهمی پاسخ دهیم که ۱۰۰ سال است در مواجهه با هر پدیده و مساله جدید مطرح می کنیم و آن  این است که چه باید کرد ؟

در اینجا در دوسطح به این پرسش پاسخ می دهیم یکی سطح کلان و میان مدت جامعه شناختی و دیگری سطح کوتاه مدت ارتباطی.

۱-   سطح کلان میان مدت جامعه شناختی : باید این  واقعیت را بپذیریم که فضاهای عمومی  در جامعه ما محدود و محصور است .  در این باره لازم است کمی توضیح دهم . در پی انقلاب اسلامی و جابجایی ارزشها که از خواسته های رهبران انقلاب و مردم انقلاب کرده بودبخاطر جنگ زدگی و سیاست زدگی کشور و به علت کم کاری اصحاب فرهنگ و جامعه شناسان ؛ برخی واپس گرایان فرصت طلب توانستند ارزشهای انقلابی را پوششی برای القای مطالبات قومی و صنفی و حزبی و طایفه ای خود کرده و در مجموع ازادیهای اجتماعی را محدود و محصور کردند و استمرار این روند موجب شد که برخی سلیقه ها و ذائقه های نه چندان خوشایند به شبه ارزشهای فرهنگی و رویه های مدیریت فرهنگی تبدیل شود . برای مثال هنوز کنسرت های موسیقی در کشور نتوانسته از زیر بار سنگین تلقی های نادرست فرهنگی بیرون اید و نتوانسته تبدیل به یک هنجار جمعی فرهنگی دراید . هنوز پس از ۴دهه از انقلاب برای برگزاری کنسرت های موسیقی در کشور موانع و مشکلات زیادی وجود دارد .

 تئاتر و سینما در سطحی رقیق تر دچار این این مشکل هستند . حضور مردم در عرصه های عمومی در ایران امروز منحصر است به بازار گردی و پاساژپیمایی در شهرها و شهرک ها ودور دور های خیابانی وبزرگراهی و رفتن به پارکها و بولوارهای سرسبز در خیابانها و تخمه و هندوانه و شام خوردن و قلیان کشیدن محدود شدن فضای عمومی در ایران انقدر جدی شده که بر معماری نیز تاثیر گذاشته و افراد سعی می کنند فضا های عمومی را در داخل خانه های خود در حد مقدور بازسازی کنند مانند تعبیه اب نماها،ایجاد گلخانه ها و نصب سینمای خانگی و… انتخاب هر یک از این گزینه ها  با امکانات و توانایی مالی شهروندان نیز ارتباط مستقیم دارد. البته نقش زیربناها در این میان و در انتخاب ها بسیار تعیین کننده است اما زیربناها نیازمند رویکردهای فرهنگی است . مثلا هنوز سالن هاو میادین  ورزشی ، تالارهای اکران فیلم و اجرای تئاتر و برگزاری کنسرت های موسیقی به قدر کفایت وجود ندارد و در سطح کشور توزیع عادلانه ندارد .

زندگی شبانه در کشوربویژه شهرهای بزرگ مثل تهران  جاری و ساری نیست . پیاده روهای مناسب مانند موارد مشابه در شهرهای بزرگ مانند خیابان استقلال ترکیه و خیابان های مشهور شهرهای زنده و جذاب جهان وجود ندارد .رستوران ها از امکانات و قیمتهای مناسب برای حضور عمومی مردم برخوردارنیستند . فضاهای فرهنگی و اجتماعی برای همه سلایق و اقشار فرهنگی توزیع عادلانه نشده اند . برای مثال توزیع امکانات عمومی در تهران با معیار پول و برمبنای سرمایه داری صورت گرفته است و شهر تهران شهر مومنان و فرهیختگان و زیبایی شناسان نیست .. و طبیعتا به کام آنان نیست . همه این عوامل و دهها مورد دیگر که شرح انها مجال دیگری می خواهد شهروندان را به درگام اول به درون خود و در گام بعد به درون جغرافیایی مثل خانه و گوشی تلفن همراه سوق می دهد.افراد در چنین چیدمان اجتماعی ای ترجیح می دهند فضای مجازی مطلوب را با فضای واقعی موجود جایگزین کنند .

 باید بپذیریم اگر نوجوان ایرانی زمین بازی وشهر بازی برای تفریح و شادمانی کافی و ارزان ودردسترس داشته باشد حتما آن را به بارگزاری عکس در اینستاگرام و عضویت در گروههای وایبری و تماشای جاذبه های زندگی در دیگر کشورها از طریق ماهواه ترجیح می دهد. اگر فرهیختگان فرهنگی با انتخاب های متعدد برای نشستهای فرهنگی و علمی و هنری مواجه باشند کمتر به بارگزاری شعر و کلیپ و روایتهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی مبادرت می ورزند و قس علی هذا. هجوم سیل گونه اقشار اجتماعی به شبکه های اجتماعی در فضای مجازی و حتی شبکه های تلویزیونی نتیجه منطقی و اجتناب ناپذیر محدودیت فضاهای عمومی زندگی اجتماعی است . این نقد به هیچ وجه در مقام انکار امکانات و دستاوردهای موجود نیست سخن از وضع مطلوب و توجه به اهمیت فضاهای عمومی و ضرورت بازنگری در برخی مفروضات غلط فرهنگی به حوزه های عمومی است .

امروز در کشورهای پیشرفته حتی حضور حدودا ۹۰ درصدی شهروندان درفضای مجازی بیشتر در شبکه های اجتماعی تخصصی و کاربردی است  کاملا بالعکس ایران که علاقه به عضویت به شبکه های عمومی و سرگرمی به مراتب بییشتر از شبکه های تخصصی و کاربردی است .

دولتها در جهان پیشرفته موظف شده اند همه خدمات خود را به فضای مجازی سرایت داده و به این فضا عینیت بیشتری ببخشند . این فقره توضیحات بدین معنا نیست که اگر حوزه عمومی گسترش یابد فضای مجازی حذف می شود بلکه سخن از معقول و منطقی و بجا شدن بهره برداری از این فضاست که با حوزه عمومی ارتباط مستقیم دارد.

۲- سطح کوتاه مدت ارتباطی: راه کاهش اسیب پذیری در برابر وایبریزاسیون فرهنگی انفعال و انکار و تقابل نیست بلکه مشارکت هوشمندانه و تولید محتوای انبوه در این فضای اجتماعی است . این فضا به آمران به معروف و ناهیان از منکر مجازی با الزامات خاص آن نیاز دارند . چند ماه پیش در یک برنامه تلویزیونی نیز در باره فضای مجازی گفتم باید فقه و اخلاق فضای مجازی در ایران شکل بگیرد و معلوم شود که فلان لایک صواب است و ثواب دارد و بهمان لایک و فالو کردن مکروه است و پرهیز از آن لازم است و مشارکت در محکوم نمودن کودک کشی صهیونیستها در غزه واجب می باشد. اشتباه نشود فضای مجازی به فعالان فرهنگی و فرهیختگانی نیاز دارد که با روش حضور خود و تولید محتوای مناسب خود به این فضا معنا و هویت ببخشند . چنانکه امروز نیز بسیاری از فعالان فرهنگی با هوشمندی و تخصیص وقت ارزشمند خود و برای خالی نگذاشتن میدان در این فضا حضور دارند و سطح مبادله اطلاعات و محتواها را بالا برده و از غلطیدن به ابتذال و روزمرگی جلوگیری می کنند . گاهی گروههای خوب و موثر ی ایجا د می کنند و مسائل جدی و کارگشایی در حوزه های مختلف در انجا مطرح می کنند . حتی برخی مدیران فهیم در دستگاههای مختلف را می شناسم که از ظرفیت این شبکه های اجتماعی برای ارتقای ارتباط کارکنان و اخذ ایده های مفید و افزایش بهره وری سازمانی استفاده می کنند .

برخی استادان دانشگاه از این ظرفیتها برای آنلاین شدن کلاسها بهره می گیرند و همه این اقدامات را می توان مصادیق تولید انبوه محتوا دانست  اگر چنین رویکردی به شبکه های اجتماعی و فضای مجازی داشته باشیم از افزایش سرعت اینترنت نخواهیم ترسید از انتقال داده های تصویری و پویا دچار رعشه عصبی نخواهیم شد و وجود برخی اسیب ها و سوء استفاده ها ی اجتناب ناپذیر ما رابه سوی انفعال و تقابل سوق نخواهد داد. ما ملتی هستیم که ثابت کردیم که با ظرفیت های بالای فرهنگی و تاریخی و تمدنی می توانیم هر پدیده مستحدثه ای و جدید الولاده ای را درک و هضم کنیم و کاربری های بومی و مفیدی از انها داشته باشیم . امید است با تامل بیشتر در این حوزه ها و میدان دادن به اهل بحث و نظر و کارشناسان خبره در مواجهه با فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نیز از لاک انفعال و تقابل بیرون امده و زمینه های کاربری بجا و معقول و هوشمندانه را فراهم سازیم
/ 0 نظر / 3 بازدید