سینما علیه سینما

نگاهی به دو فیلم پرسروصدای جشنواره امسال
*سیدحسین قوامی
برگرفته از سایت عصر ایران

«ابتذال در سینمای ایران»، نام مجموعه‌ایست که برای سی‌دی‌فروشان دوره‌گرد «نان» و برای مخالفان سینما «نام» در پی داشته است. اما معمولا با تکذیب اهالی سینما مواجه شده و همواره از آن برائت جسته‌اند. تا اینکه سیمرغ‌های جشنواره بیست و هفتم فجر خبر آوردند، خبری در راه است!

امسال در روزهای آغازین جشنواره بین المللی فیلم فجر، دو فیلم از دو کارگردان شناخته شده به نمایش درآمد که به فریاد و «داد»ی شباهت داشت که بر بی‌داد ناهنجاری‌های فرهنگی کشیده می‌شد.
 بهرام بیضایی و تهمینه میلانی در دو فیلم مجزا به یک موضوع پرداختند و در یک عملیات شبه انتحاری! بر حواشی پرهیاهو و چارچوب غیر اخلاقی و بی‌فرهنگی حاکم بر اوضاع فرهنگی کشور، طغیان کردند و فریادی به بلندی فیلم‌های «وقتی همه خوابند» و «سوپراستار» کشیدند.

در این فیلم‌ها حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن و نگاه ماتریالیستی حاکم بر مناسبات انسانی به چالش کشیده شده و گویا کارگردانانش رو به پروتستانتیزم فرهنگی آورده و مشی اصلاح از درون را پیش گرفته‌اند.

گویا دیگر صحبت از گروه‌های فشار، متحجران، تنگ‌نظران و بدخواهان نیست و این‌بار سینما علیه سینما شورش کرده و فیلم‌هایی ساخته شده که هنگام بیرون آمدن از سالن، می‌توان زمزمه‌های تماشاگران را شنید که می‌گویند: «اینقدر آش شور شده که خودشان هم به اعتراض درآمده‌اند»

«وقتی همه خوابند»، سینماگران را به بیداری دعوت می‌کند تا مگر کابوس حاکمیت پول بر سینما و صورت زیبا بر سیرت نیکو، رنگ ببازد و از بین برود.
بهرام بیضایی از جنس سینماست و سن و سالش، شانه به شانه‌ی عمر سینمای معاصر ایران می‌زند و چیزی کم از آن ندارد.

این کارگردان موی سپید پس از 8 سال سکوت، اکنون به فریاد آمده و از تهیه کنندگانی می‌گوید که برای سود بیشتر به چشم و ابروهای زیباتر می‌پردازند و برای درآمد کلان‌تر داستان‌های آبکی را می‌گزینند.

تهمینه میلانی نیز در رثای اخلاقیات «سوپراستار»ها سوگنامه می‌نویسد و از عرق و ورق و زرورق‌های استفاده شده می‌گوید و به وضوح در نشست خبری فیلمش یادآور می‌شود که: «خیلی از آدم‌هایی که معروفند، مهم نیستند؛ بلکه فقط معروفند»

البته هیچگاه نمی‌توان و نباید تر و خشک را با هم سوزاند. همواره در هر جامعه و هر قشری خوب و بدی وجود دارد که برآیند تصویر آن صنف را تشکیل می‌دهد.

 بنابراین نه می‌توان نافی مطلق اخلاق در جایی شد و نه مدافع سرسخت آن. به قول یک نویسنده‌ی غربی، ما که ندانستیم گوره خر بدنش سفید است و راه راه سیاه دارد، یا سیاه است و راه راه سفید دارد؟!

/ 0 نظر / 17 بازدید